نویسنده :
غزاله - ساعت ٦:٠٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸
سلام
وااای چقدر دلم برای اینجا تنگشده بود هااااا...
خیلی وقت بود که اینجا ا÷نکرده بودم.
فکر کنم دوستای عزیز هم منو یه خوشولو فراموش کردن.
چقدر دلم برای نت و اینجا تنگیده بود هااااا...
دلم یک عالمه برای اجی ها و داداشی ها تنگشده بود. X:
.
.
.
خیلی دوستون دارم .................
نویسنده :
غزاله - ساعت ٧:۱٧ ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
ادمک اخر دنیاست بخند
ادمک کرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورت عاشق کرد
شوخی کاعذی ماست ماست
ان خدایی که بزرگش خواندی
یه خدا مثل تو تنهاست بخند.
نویسنده :
غزاله - ساعت ٧:٠۳ ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
"روزنه ای به رنگ..."
سکوت؟ می کنم سکوت، تا اوج ملکوت
فریاد؟ میکشم فریاد، شاید نروم از یاد
***
روزنه ام، روزنه ای به رنگ آب
نادیدنیم اما تو می بینیَم، منم کمیاب
روزنه، روزنه ای به رنگ خدا
رنگِ بیرنگیِ هر بی ریا
از درونم تو از هر تن جدا
از درونم چرا از تو، من جدا
من از تو، تو از من، بهر چه ها
چه کس دارد خبر از این ناگفته ها
« سکوت »
نویسنده :
غزاله - ساعت ٥:۱٩ ب.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸
نویسنده :
غزاله - ساعت ٦:۱٩ ب.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ..
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام
نویسنده :
غزاله - ساعت ۱٠:٤٦ ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧
سلام
یواش یواش داریم به عید نزدیک می شیم.داریم به بهار نزدیک می شیم.
همه جا سبز شده.گلا دارن شکوفه می زنن.
بوی سال جدید داره میاد.
قشنگ میشه احساسش کرد.
امروز داشتم با دوچرخه از کنار یه دریاچه رد می شدم.
یه نسیم خیلی قشنگ وزید.اون موقع قشنگ بوی عید رو حس کردم.
ای کاش منم برای سال تحویل ایران بودم و کنار فامیلای عزیزم
سال نو روشروع می کردم.
نویسنده :
غزاله - ساعت ٤:٤۱ ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧
سلام
ولنتاین رو بهتون تبریک می گم امیدوارم که همیشه عاشق وشاد باشید.
نویسنده :
غزاله - ساعت ٢:٠٥ ب.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧
سلام
نمی دونم چی بگم فقط می گم خیلی ناراحتم
می دونید چه بلایی سرم اومده؟؟چند وقت پیشا پسورد اون یکی
وبلاگمو عوض کردم .بعد حالا پسوردمو یادم نیست ونمی تونم وارد مدیریت
وبلاگ نازنیتنم بشم
هر کاری رو که شما بگید من انجام دادم.ولی نشد.
برای همین یه وبلاگ جدید باز کردم.
به چند هکر هم مشکلمو گفتم .امید وارم که بتونن وبمو هک کنن.
اینم ادرس وب جدیدمه. http://ghazalehjoon74.blogfa.com
اسم وبلاگمم:(نوشته های یک دختر.)
امید وارم هرچه زود تر پسورد وبلاگم پیدا شه بتونم پست بزنم.
نویسنده :
غزاله - ساعت ٢:٢٧ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧
بهم قول بده همیشه نگام کنی
بم قول می دی؟؟
بهم قول بده همیشه درکم کنی
بهم قول می دی؟؟
بهم قول بده همیشه دوستم داشته باشی
بهم قول می دی؟؟
بهم قول بده همیشه کنارم باشی
بهم قول می دی؟؟
بهم قول بده ارومم کنی
بهم قول می دی؟؟
پ.ن:ای کاش صدامو می شنیدی و بهم قول می دادی.ای کاش ...ای کاش...

نویسنده :
غزاله - ساعت ٥:٤٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧
من پذیرفتم شکست خویش را
پند های عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درداشنا دیوانه است
میروم
از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم ازاد باش
گرچه زود تر از من میروی
ارزو دارم ولی عاشق شوی
ارزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد
را...!

نویسنده :
غزاله - ساعت ٢:۱۳ ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بی من و عشق تو فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی دیگر خبر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم انوقت
جز عشق تو در خاطرمن مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت پنا هت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسیله ای نیست

نویسنده :
غزاله - ساعت ٥:۳٦ ب.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧

سلام سلام سلام
امروز تولدمه هااااااااااااااااااااا
پس به افتخارم دست دست


ما شاا... بزرگ شدما. 

همون گروه ارکسی که توی اون یکی وب بودن اینجا هم
اومدن.
دارن می خونن.تو جشن تولد غزاله باید پاشید برقصید
باید پاشید برقصید.
پس منتظر چی هستید بلندشیددیگه
ماشاا... اینو نگاه کنید نیم وجب هم کم تر قدشه ها
ولی چه رقصی میکنه!
(دست همه رو از پشت بسه)
اینم برا درشه
(خواهر و برادر باهم بلا هستن)
حالا نوبت چیه؟؟؟؟؟؟
افرین کیک کیک کیک کیک

همه با هم:
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا شمعارو فوت کن تا ١٠٠ سال داشته باشی
بیا شمعارو فوت کن تا ١٠٠ سال زنده باشی...
هوففففففففففففف
هورااااااااااااااااا
مرسی مرسی ممنون ممنون
راستی به اون یکی وبمم برید .اونجاهم تولده!
من رفتم خیل دوستون دارم.
بابای



نویسنده :
غزاله - ساعت ٧:۳٧ ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧
اصلا حال و حوصله هیچ چیزو ندارم.
هفته ی دیگه تولدمه.مامان جونم اینا دیشب هر چی
گوشیمو گرفته بودن نمی گرفته
دیشب همه خونشون
جمع بودن برای همین گفتن زنگ بزنیم تا همه تولدمو تبریک
بگن.
وای همین چند دقیقه پیش باهاشون صحبت کردم.
چقدر دلم برای همشون تنگ شده
پار سال تولدم تو ایران بودم.چقدر خوب بودها.
وای الان که دارم می نویسم اشکامم داره میاد.
وای خدا یا چی می شد امسالم تو ایران بودم
دلم می خواد پر بکشم برم ایران.
وقتی داشتم با هاشون صحبت می کردم دیگه کنترل
از دستم در رفت زدم زیر گریه.
اونارو هم به ناراحت کردم.
می خواستم یهو برای تولدم اپ کنم ولی دیگه طاقت
نیوردم.
همتون دوست دارم.
نویسنده :
غزاله - ساعت ٧:۳٠ ب.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧
سلام
خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟
خوشید؟؟؟؟؟؟؟؟
من هم خوفم هم خوشم ولی یه خوشولو ناناحنم
می دونید چرا؟
نی ناس عزیزم داره میره
امروز اومد تو وبمگفت دارم میرم
خداااااااااا من حالا چکار کنم
دلم براش میتنگه


از یه طرفم خوشحالم چون ٧ اذر
تولدمه . درسته هنوز ٧ اذر نشده ولی نزدیکش که هستیم.
راستی مرسی از کامنتاتون.
از اقا سهیل از گندم عزیزم از
اقا تنهای گل از همه ببخشید اگر
کسی رو از قلم انداختم.
خب عزیزان بگید من در این وبلاگم چه چیز هایی رو بنویسم.
شما هر چیزی رو که دوست دارید بگید من می نویسم.
از همتون ممنونم .
بوس بوس بابای



از طرف :غزاله
نویسنده :
غزاله - ساعت ۸:۱٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
سلام:
خیلی خوش اومدید
من این وب تازه باز کردم .
همتون می دونید که من یک وب دیگر داخل بلاگفا دارم.
این وب را هم فقط برای دوستای گل اینترنتیم باز کردم
این جا دوستان هر درد دلی دارند می کنند .
شما هم هر چی دوست دارید که من بدونم بگید.
منتظر حرفای قشنگتون هستم.
نظر فرامش نشه!